السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
63
تفسير الميزان ( فارسي )
مىدهد ، ليكن صريح در حتمى بودن آن نيست و ممكن است خلود آن بوسيله توبه و يا شفاعت مورد عفو قرار گيرد . * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّه فَتَبَيَّنُوا . . . » ) * كلمه « ضرب » به معناى سير در زمين و مسافرت است و اگر « ضرب » را مقيد كرده به قيد « سبيل اللَّه » ، براى اين بود كه بفهماند منظور از اين سفر خارج شدن از خانه به منظور جهاد است . و كلمه « تبين » به معناى تميز دادن و منظور از آن تميز دادن مؤمن از كافر است به قرينه اينكه مىفرمايد : « و به كسانى كه در برابر شما القاى سلام مىكنند نگوئيد : تو مؤمن نيستى » و مراد از القاى سلام همان تحيت سلام است كه تحيت اهل ايمان است ولى بعضى آيه را به صورت « لمن القى اليكم السلم » به فتح لام خواندهاند كه به اين قرائت منظور سلام دادن نيست بلكه تسليم شدن و تقاضاى صلح است . و مراد از اينكه فرمود : * ( « لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا » ) * « به ابتغاء عرض حياة دنيا به او مگوييد تو مؤمن نيستى » ، اين است كه مسلمانان بخاطر اينكه مجاز باشند در جنگيدن و گرفتن غنيمت مساله مسلمان نبودن آنان را بهانه نكنند ، مىفرمايد : چنين هدف پست و مادى را مجوز جنگيدن با آنان نسازيد زيرا : * ( « فَعِنْدَ اللَّه مَغانِمُ كَثِيرَةٌ » ) * نزد خدا مغانم بسيار هست و كلمه « مغانم » جمع مغنم است و مغنم به معناى غنيمت است مىفرمايد : غنيمتها و فوائدى كه نزد خداى تعالى است افضل از غنيمتهاى دنيايى است ، براى اينكه هم بيشتر است و هم باقى و دائمى است ، پس اگر شما طالب غنيمتيد جا دارد غنيمتهاى الهى را مقدم بداريد و بر غنيمتهاى دنيايى ترجيح دهيد . * ( « كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ ، فَمَنَّ اللَّه عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا . . . » ) * يعنى شما قبل از اينكه ايمان بياوريد همين وضع را داشتيد ، يعنى همه پى در پى به دست آوردن عرض و متاع حيات دنيا بوديد ، ولى خداى تعالى بر شما منت نهاد ، ايمانى به شما داد كه آن ايمان شما را از آن هدف پست منصرف نموده ، متوجه به سوى خدا و مغانم بسيارى كه نزد او است كرد ، حال كه خدا چنين منتى بر شما نهاده ، وقتى با جمعيتى روبرو مىشويد كه وضعشان برايتان روشن نيست كه آيا دوستند يا دشمنند ؟ مىخواهند با شما بجنگند و يا سر جنگ ندارند ؟ مسلمانند و يا كافرند ؟ تحقيق كنيد ، تا بىگدار به آب نزده باشيد و اگر « تبين » را تكرار كرد ، براى اين بود كه حكم را تاييد كرده باشد . اين آيه شريفه گذشته از اينكه در مقام نصيحت و موعظه است ، مشتمل بر نوعى توبيخ و سرزنش نيز هست ، ولى تصريح ندارد به اينكه آن قتلى كه ( على الظاهر ) واقع شده ، قتل عمد و آن